عشق < ایران - // سـبز | سپـيد | سـرخ \\">

// سـبز | سپـيد | سـرخ \\
اسلام > عشق < ایران
 
یه روز یه ترکه و رشتیه و قزوینیه و لره ...
نوشته شده در تاريخ شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٠ توسط حامد آقا | پيام هاي شما ()

یک روز یه ترکه...

 

در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم  

شرم خندیدن، به  مضحکۀ هم میهنانمان را بر خود نپسندیم.  

کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...

با ارادۀ جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.

 

 

 

 

آنقدر این ایمیل را بفرستیم و

 بخوانیم تا عادتهای قجری در خندیدن به

 هموطن( آنکه در دیده ما جا دارد ) در ما بمیرد

 و با هم یکی  باشیم

مثل همیشه،

 مثل زمانهای سختی و مثل زمانهای جشن و افتخار

 


یک روز یه ترکه
اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

یه روز یه رشتیه..
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد

یه روز یه لره...
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد

یه روز یه قزوینیه...
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و  رشتی و  لر  و  اصفهانی
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم
این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند

پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه

حقیقت یک ماجرا ، کم است !!!
نوشته شده در تاريخ شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩ توسط حامد آقا | پيام هاي شما ()

  

ایـنجا بـرای از تـو نوشتـــن هـــوا کم است 

 
  دنـــیا بـرای از تـو نوشتـــن مــــرا کم است

 
    اکسیر من ، نه اینـکه مرا شعر تازه نیست

 
      من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

 
        سرشارم از خیال ، ولـی این کفاف نیست

 
          در شعـر من ، حقیقت یک ماجرا کم است

 
            گاهـی تـو را کنـار خـود احسـاس می کنم

 
              امـا چقـدر دل خوشـی خـواب ها کم است

 
                خــون هر آن غزل نگفتـم ، بـه پای تـوست

 
                  آیـا هنـــوز آمدنـــت را بـــها کــــــم است؟؟

 

داستان نماز و اراده ی انسان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸ توسط حامد آقا | پيام هاي شما ()

 

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند .

لباس پوشید و راهی خانه خدا شد .

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد ، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت .

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد .

در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد !

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.  در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید .

 

مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم . مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد

ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند .

 

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.

 

شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))

وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،

خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم

و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.

به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر

باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.

بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

 

 

نتیجه داستان:

کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید

چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر

دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.

این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.

روان‌کاوی متن نامه‌ی 19 خرداد رفسنجانی پس از خطبه 26 تیر
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۸ توسط حامد آقا | پيام هاي شما ()
آتش؛ پرتکرارترین شیء در نامه هاشمی به رهبر انقلاب

 

عباس پژوهش: «روان کاوی متن» شیوه ای است که به کمک آن، تفکرات نهانی و احساسات اصلی نویسنده‌ی هر متن را به سادگی از درون نوشتار کشف و استخراج می‌کنند. این شیوه در میان متدهای رایج روان‌پژوهی و نوشتارشناسی یکی از برترین متدهای آکادمیک است.

به عقیده‌ی بسیاری از دانشمندان علم روان‌شناسی متن و روان‌پژوهشانِ نوشتار «علمی‌ترین بررسی از سوی محققان و زبان شناسان، واژه‌پژوهی نگارشی یک متن است». شیوه‌ای متقن که به کمک آن می‌توان با دقت بسیار بالا درصد تمایلات روانی نگارنده را برای هر یک از انواع احساسات درونی او تعیین کرد.

بنیان این تکنیک که یکی از برترین روش‌های شناخته شده‌ی علمی در زمینه‌ی بررسی روان‌شناسانه‌ی متون است، بر اساس شمارش اصلی‌ترین واژگانی است که در طول متن توسط شخص نگارنده برای بیان انواع احساسات به کار گرفته شده است.

باید دانست که در این شیوه‌ی پژوهشی حتی نوع رنگ‌ها و یا اشیایی که نویسنده در نگارش جملات استخدام می کند، به خوبی بیانگر انواع و گونه‌های احساساتی است که در هنگام نگارش متن بر روان نگارنده‌ی نوشتار حاکم بوده است.

برای نمونه، روحیه و احساسات نگارنده‌ای که در متن خود، 4 بار رنگ سیاه و خاکستری را به کار گرفته است، نسبت به نویسنده‌ای که در هنگام نگارش در متن خود 4 بار رنگ آبی و سفید را استفاده می‌کند، کاملاً متفاوت و برای روان‌کاوان به سادگی قابل تمایز است.

مراحل و شیوه‌ی اجرای متدیک روان کاوی متن:

1-حذف و وجین کردن کلمات خنثی و یا اتباعی (کلماتی که گرچه حول محور اصلی‌ترین واژه‌ی هر جمله قرار گرفته و برای تکمیل مفهوم به کار می روند. اما بیانگر احساسات اصلی نویسنده نیستند)

به طور مثال، در مرحله‌ی وجین، از کل جمله‌ی 28 واژه ای زیر، تنها 2 واژه به عنوان مهم ترین محورهای احساسات جمله باقی مانده و مابقی واژگان به عنوان کلمات خنثی و یا اتباعی حذف و وجین می گردند:

مثال: جمله ی 28 واژه ای اولیه

«با وجود همه ی این مطالبی که تا کنون گفته شد و بسیاری موضوعات دیگر، می خواهم بگویم که من بدبخت ترین زنی هستم که تا کنون دیده و یا شنیده اید.»

جمله‌ی وجین شده‌ی 2 واژه ای: (بیان احساسات اصلی و مقاصد روانی کلی)

«بدبخت‌ترین زن»

2-در مرحله‌ی دوم، واژگان باقی مانده را به تفکیک در یک جدول فهرست بندی کرده و با توجه به کلیت موضوع و مقصود کلی نویسنده از نگارش متن، باید مشخص شود که هر یک از واژگان دارای چند مفهوم است و این مفاهیم دقیقاً چه هستند.

سپس برای هر یک از احساساتی که در ضمن نگارش واژگان در ذهن نگارنده جریان داشته است، یک ستون جدید می گشاییم و به ازای هر بار بیان شدن یک احساس مشخص، عدد وزنی «1» را به آن احساس خاص اطلاق کرده و اختصاص می دهیم.

به طور معمول، برای هر متن مشخص، تعداد احساسات و ستون های به وجود آمده زیاد نخواهد بود چرا که معمولاً یک نویسنده در هنگام نگارش متن خود دارای یک یا چند احساس کلی بوده و کلیت احساسات او حول یک یا چند محور انگشت شمار بیانی و ذهنیتی می چرخد.

3-در مرحله‌ی پایانی با آماربرداری از حجم احساسات نویسنده-که محمول همان واژگان است- و با مقایسه‌ی نمودارهای به دست آمده می توان مشخص کرد که روان نگارنده در هنگام نگارش متن به طور اعم و یا اخص درگیر کدام یک از احساسات حداکثری و حداقلی بوده است.

نکته‌ی مهمی که در این باره باید مد نظر داشت، این است که در متن‌ها معمولاً یک واژه تنها بیانگر یک احساس نیست، بلکه یک واژه به تنهایی می تواند چندین بار معنایی و زوایه‌ی احساسی را در خود مستتر داشته باشد. برای فهم بهتر این قضیه به مثل عامیانه و معروف (بفرما، بشین، بتمرگ) توجه بفرمایید که اگرچه هر کدام از این ها واژگان از نظر شمارگان فقط یک واژه هستند و همه‌ی آن ها نیز مخاطب را امر به نشستن می کنند اما هر یک از این کلمات به تنهایی دارای دو و یا چندین بار احساسی متفاوت هستند که در جدول زیر دیده می شود:

اینک برآنیم تا با این مقدمه‎ی نه چندان کوتاه و در یک بررسی روان کاوانه، واژه پژوهی متن نامه‌ی19 خرداد آقای اکبر هاشمی رفسنجانی به محضر مقام معظم رهبری را از این منظر بررسی و نتایج آن را به حضور خوانندگان گرامی ارایه نماییم تا دانسته شود که ریشه‌ی بسیاری از آشوب ها و تلاطم های امروز جامعه‌ی ما در کدام خاک است و آبشخور از کدام سرچشمه دارد. امید است که خواننده‌ی هوشیار پس از مطالعه‌ی این مقاله‌ی علمی بداند که این روزها مقدرات نگارنده‌ی نامه‌ی مذکور بر اساس کدامین احساسات او است که رقم می خورد.

چنان چه بخواهیم متن نامه‌ی آقای هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری را با روش «روان کاوی متن» بررسی نماییم در این نامه‌ی حدوداً هزار کلمه ای باید نخست واژگان احساسی غالب را که اصلی‌ترین بار احساسی حاکم بر متن بر دوش آنها است و توجه پژوهنده را سریعاً به خود جلب می کند، از درون متن وجین و سپس فهرست برداری کنیم و نهایتاً به جدول آماری بسپاریم که نتایج حاصله‌ی عمیقی را در اختیار خواهد گذاشت:

وجین واژگان خنثی و استخراج واژگان محوری از نامه‌ی هاشمی:

متأسفانه- عاری از حقیقت- غیرمسئولانه- تلخ- منافقان- گروهک‌‌های ضدانقلاب- تهمت‌زدن‌ها- لجن‌‌پراکنی‌های- آتش- پذیرفتنی نیست- مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار- ارتکاب- هزار تخلّف- دروغ‌پردازی‌ها- خلافگویی‌ها- خلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف- زیر سئوال بردن- از این بدتر نمی‌شد- تهمت‌ها غیرمستقیم... امام و جناب‌عالی را نشانه گرفته است- رسوایی فتنه‌گران- نجات کشور از خطر- دشمنان استکباری و ضد انقلاب- دولت موجود... مثل دولت بنی‌صدر- سرنوشتی شبیه آن دولت... برای این دولت- گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار- آلوده‌شدن فضا- تشنجات بیشتر- عکس‌العمل فوری... مورد انتظار ملت است- خلاف‌گویی‌‌های فراوان- ادعای کذب- اتهامات ناروا- بدتر از همه- زیرسئوال بردن اقدامات امام- اتهام‌های نادرست- اقدامات قانونی افراد- ناجوانمردانه و مظلومانه- هدف تیرهای ناسزاگویی- دفاع- اتهامات- تکرار اتهام- تکرار جواب- مع‌الاسف- پذیرفته نشده- رهبر... صلاح... در سکوت‌شان دیدند- مورد تهاجم- افراد لاابالی و ضدانقلاب- صبورانه... پشت سر گذاشته‌ایم- تهمت‌ها و اهانت‌ها- دور جدید تهمت‌ها و هجمه‌ها- دندان روی جگر- اندوه... مکتوم- گلایه- مهم... است- تهمت- انحرافات- حق‌کشی‌های ناگفته انتخابات- خلاف‌گویی‌ها- ضرر افراد- انصافاً- تهمت- ستم- بی‌حرمتی غیرقابل توجیه- عوامل دولت- من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم- عوامل دولت- بزرگ‌نمایی- بزرگ‌نمایی- اینجانب صبورانه- مردم و احزاب و جریان‌ها این وضع را... بر نمی‌تابند- آتش‌فشان‌هایی- سینه‌های سوزان- اجتماعات انتخاباتی در میدان‌ها، خیابان‌ها و دانشگاه‌ها- اگر نظام نخواهد یا نتواند- پدیده‌های زشت- گناه‌آلود- تهمت- دروغ‌ها- خلاف‌گویی‌های- اگر مسئولان... نخواهند و یا نتوانند- تخلّف‌های صریح خلاف قانون- فاسد- تخلّف- بدون مراعات ‌شأن- ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق‌شکن- علیرغم سوگند به مراعات قانون- شما مانده‌اید و من- از جناب‌عالی... انتظار است (تحکم)- فتنه‌های خطرناک- خاموش کردن آتش- دود... قابل مشاهده- شعله‌ورتر شدن- آتش- آتش در جریان انتخابات و پس از آن- لذا... ضروری به نظر می‌رسد خواسته... تحقق یابد- نجات کشور- خطر- فتنه‌گران- باهوس خود تحریف کنند- نادیده گرفتن قانون- بنزین- آتش‌افروخته- بیل- چشمه... چو پر شد- نشاید گرفتن- پیل- دوست- همراه- هم سنگر – دیروز – امروز- فردا

نخستین موردی که در روان کاوی این متن نظر محقق را به خود جلب می کند، درجه‌ی غلظت احساساسات این نامه است چرا که معمولاً چنان چه درصد تعداد واژه های احساسی یک متن 6/6 % از کل واژگانِ نوشتار باشد، آن متن جزو متن های احساسی متعادل خواهد بود که دارای یک وزن متوسط از احساسات روانی فرد می باشد. در واقع اگر به ازای هر 15 واژه، یک کلمه‌ی احساسی در متن موجود داشته باشد، آن متن جزو متون احساسی متوسط به حساب می آید. اما در نامه ی حدوداً 1000 کلمه ای آقای هاشمی، دست کم 111 واژه و یا ترکیب احساسی به کار رفته است که در نتیجه درصد آماری واژگان احساسی متن را به 9،01% می رساند، یعنی حدوداً به ازای هر 9 واژه یک کلمه و یا ترکیب احساسی به کار رفته و لذا طبق برآوردهای روان کاوانه، این نامه در زمره‌ی متونی است که نگارنده در هنگام نوشتن آن به شدت تحت تأثیر انواع احساسات خود بوده و علی‌رغم تلاش در پنهان کردن و پوشاندن این 111 واژه در لفافه‌ی 900 واژه‌ی دیگر، محاسبات آماری به سادگی اثبات می کند که نگارنده در هنگام درگیری ذهنی خود با جریانات شدید روانی و احساسات غلیظ، اقدام به نگارش این نامه کرده است.

بررسی های بعدی آماری و تشکیل جدول «تفکیکی- تشخیصی» احساسات اثبات می کند که روان آقای هاشمی در هنگام نگارش این متن، درگیر 12 گونه‌ی احساسی متفاوت بوده است که درجای جای نوشتار خواسته یا ناخواسته، به طور صریح، تلویحی و یا نهفته در آمار، جلوه هایی مهم از این احساسات را از دهانه ی قلم صادر و به مخاطبان هشیار متنقل کرده است.

بنا بر بررسی هایی که در پی خواهد آمد، این 12 گونه‌ی احساسی (Emotinal Types) به ترتیب فراوانی عبارتند از:

خشم- تحریک- تهدید–توهین- اتهام- مظلوم نمایی- نفرت- ارعاب- تحکم- تحقیر- احساس ضعف- غم

و نمودار فراوانی آن بر اساس تکرار بیان هر یک از احساسات در نوشتار، به صورت زیر می باشد:

خوانندگان محترم می توانند برای بررسی تفکیکی وزن احساسی هر یک از واژگان و تیپ احساسات نهفته در هر واژه به شرح تفصیلی جدول پیوست همین مقاله مراجعه و هر یک از واژگان را (با در دست داشتن اصل نامه) مقایسه و پس از بررسی نسبت به صحت این آمار اذعان فرمایند.

خاطرنشان می گردد که در روان کاوی و واژه پژوهی روانی متن‌ها، فرد محقق باید از هدف اصلی نگارنده و یا شرایط بالینی و پیش زمینه های روانی وی آگاهی کامل داشته باشد تا بتواند هر واژه را در ارتباط با غرض اصلی و مقصود غایی نگارنده تحلیل و «تفکیک مفاهیم» نماید. چرا که وجود واژه ای مانند آتش در یک متن می تواند برای انتقال مفاهیمی همچون «گرما و محبت» به کار رود اما در متن دیگری، همین کلمه می تواند برای بیان «خشم و تهدید» استعمال شود. لذا معمولاً واژگان به تنهایی دارای بار احساسی منحصر به فردی نبوده و با توجه به کلیت نیات و مقصود عمومی نویسنده‌ی متن است که واجد گونه ای از احساسات به خصوص می شود.

همان گونه که دیده می شود، بنا بر آمار واژگانی و روان کاوی متن، قوی‌ترین احساس موجود در نامه‌ی فوق، «خشم» است که در طول متن، 81 بار از ذهن نویسنده به قلم راه یافته و خطاب به مخاطب خاصِ نامه (مقام معظم رهبری) و همچنین مخاطب عام نامه (جامعه‌ی ایرانی) بیان شده است.

پس از آن، تمایل احساسی دیگری که مقام دوم را از جهت تناوب و تکرار بیان در طول نامه به خود اختصاص داده است، «تحریک کردن» مخاطبان این نامه ی سرگشاده است نسبت به موضوعات و یا افرادخاص.

در ادامه نیز به عنوان نتیجه‌ی منطقی برآمده از 2 احساس فوق، «تهدیدِ» صریح و یا ضمنی، سومین احساس و نیتی است که ذهن احساس زده‌ی نگارنده 50 مرتبه، گاه صریح و گاه به طور ضمنی، مخاطب و یا مخاطبانی خاص را در معرض آن قرار داده و یا مستوجب آن دانسته است.

 

جابه‌جایی وزن احساسات بر اثر استمرار شرایط محیطی (روان سایش):

بر اساس اصول علمی روان‌شناسی بالینی، چنانچه شرایط محیطی خارجی که فرد را دچار احساسات ویژه ای کرده است، به طور دایمی تکرار شده و در طول زمان ادامه‌یابد، آن گاه احساسات موجود در جدولِ اولویت بندیِ احساسات، اندک اندک و به طور متقارن جای خود را با یکدیگر عوض خواهند کرد. به این معنا که احساسی که از نظر درصد وجود و تکرار در متن، کمترین اندازه را دارد، جای خود را با احساسی که بیشترین تعداد را دارد، عوض خواهد کرد و احساسی که مقام دوم را دارد، جای خود را به احساسی خواهد داد که در مقام ماقبل آخر جدول قرار دارد. بنابراین احساسی که درست در وسط جدول جای گرفته باشد، در جای خود باقی خواهد ماند. برای توضیح بهتر این قاعده ی روانی، جدولِ نتایجِ احساسیِ به دست آمده از نامه‌ی هاشمی را تحلیل می کنیم تا به عنوان یک نمونه‌ی بارز این قاعده‌ی روانی را روشن تر بیان کند:

همان گونه که دیدیم، شرایط ذهنی هاشمی در هنگام نگارش نامه دارای درصدهای روانی موجود در جدول A بوده است، اما در طول زمان چنانچه شرایط محیطی پیش آمده، برای او باز هم ادامه‌یابد و وضعیت‌های جبری خارجی که ذهنش را به خود واداشته‌اند، به همین منوالی که این روزها حادث شده، ادامه‌یابد، آن گاه درصد احساسات روانی نویسنده‌ی نامه به تدریج و به طور متقارن جای خود را در جدول با یکدیگر عوض خواهند کرد که در صورت ادامه‌ی وضع موجود و ادامه‌ی شرایط محیط خارجی، روند این جابه‌جایی ها تا جایی ادامه خواهد یافت که احساسات آینده‌ی آقای هاشمی نهایتاً به صورت جدول B درآید.

این قاعده‌ی روانی در اصطلاح «فرسایش احساسی» (Emotional Erosion) و یا «روانسایش احساسات» گفته می‌شود:

http://www.rajanews.com

پرتکرارترین پدیده‌ی فیزیکی متن:

نتیجه‌ی مشهود دیگری که در بررسی ها و روان کاوی های بعدی از متن این نامه برمی آید، پرتکرارترین شیء به کار گرفته شده در نامه است که همانا «آتش» است. ‌کلمه‌ی «آتش» در طول نوشتار 5 مرتبه استعمال شده است.

جالب تر آن که در ارتباط مستقیم با این 5 «آتش» و در جوار هر یک از این کلماتِ آتش، واژگانی هم سنخ و یا هم جنس آن به کار گرفته شده که بیانگر تأکید ذهنی و اصرار فراوان نگارنده بر واژه‌ی «آتش» است. این 6 واژه که تأکیدافزای این پنج آتش هستند و برجسته سازی ذهنی نگارنده را نسبت به این شیء محوری نشان می دهند، به ترتیب این قرارند: «آتش فشان، سوزان، دود، شعله‌ور، افروخته، بنزین.»

در پایان این مقاله‌ی علمی، سخن را کوتاه کرده و خوانندگان فهیم را به مقایسه‌ی شباهت عمیقی ارجاع می‌دهم که مابین نتایج تحقیقی این نامه با شرایط موجود در سطح جامعه در روزهای اخیر وجود دارد.

بدیهی است که اذهان هشیار ایرانی پیدایش پرتکرارترین شیء موجود در نامه ی هاشمی را در سطح خیابان های دیروز تهران که همانا واژه‌ی آتش است به خوبی رصد خواهند کرد و از این نکته نیز غافل نخواهند ماند که چه شباهت عمیقی است میان آن چه در خیابان های تهران به کار گرفته شد، با تراوش‌های قلم خشم آلود و تهدیدگر هاشمی در متن نامه که همانا واژگان هم نشین و تأکیدافزای آتش هستند: «بنزین» و «دود».

انشاءالله اگر فرصتی باشد و نیازی، نامه ها و متون دیگر حضرات را نیز روان کاوی و در آینده‌ی نزدیک تقدیم خواهم کرد.

پی‌نوشت:

متن این تحقیق پس از وقایع و رخدادهای خرداد ماه تهران نگاشته شده بود اما تاکنون از ارایه‌ی آن به رسانه ها خودداری گردید چرا که پس از تکمیل این پژوهش نگارنده در انتظار جمعه‌ی پایانی خرداد ماندم تا بر اساس نتایج و فحوای خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری نسبت به نشر یا عدم نشر آن تصمیم گیری نمایم. اما پس از آن که رهبر گرانقدر انقلاب در خطبه های روز جمعه طرفین را به آرامش دعوت کرده و سوابق انقلابی آقای هاشمی را نیز مورد اشاره‌ی خویش قرار دادند، بر خود تکلیف دانستم که این متن را منتشر نکنم تا همان‌گونه که مقام عظمای ولایت صلاح دانسته اند، بر نیات آشکار و پنهان آقای هاشمی بنزین پاشیده نشود. لیکن پس از خطبه های دیروز که توسط آقای اکبر هاشمی برگزار شد و مجدداً از حنجره‌ی بنزین‌گوی ایشان بر خاکستر آتش‌های خرداد دمیده شد، بر خود فرض دانستم تا این بار با ارایه‌ی نتایج تحقیق در حد توان انجام وظیفه نموده و در پرده برداری از حلقوم هایی که بر هیمه های تر و نیم سوز خیابان های تهران پف می کنند، سهمی ناچیز ایفا کنم.

خرداد- 1388
عباس پژوهش

مجاهدین می‌نویسد، موسوی امضا می‌کند
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ توسط حامد آقا | پيام هاي شما ()
مجاهدین می‌نویسد، موسوی امضا می‌کند

 

.شبکه ایران: سازمان مجاهدین بالاخره بیانیه‌هایش را با نام خود سازمان منتشر کرد. این تشکل سیاسی که از حامیان میرحسین موسوی محسوب می‌شود، امروز در بیانیه‌ای درباره انتخابات 22 خرداد مواضع اعضای خود را تشریح کرده است.

اولین بیانیه سازمان مجاهدین در روزهای پس از انتخابات در حالی منتشر می‌شود که کاندیدای مورد حمایت آن تاکنون پنج بیانیه و چندین نامه صادر کرده و عامل اصلی اعتراضات خیابانی و خسارت‌های اخیر شده است.

این بیانیه اما علاوه بر لحن تند آن، لایه جدیدی از ارتباط میرحسین و سازمان مجاهدین را آشکار و فرضیه مطرح این روزها را تایید می‌کند.

فرضیه‌ای که با نگاهی مقایسه‌ای به بیانیه سازمان و بیانیه‌های اخیر میرحسین، به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود چرا که ادبیات مشابه این بیانیه‌ها و "عبارات و اصطلاحات یکسان" آن، از "قلم واحدی" حکایت می‌کند که در هفته اخیر عامل بر زمین ریختن خون‌های زیاد شده است.

بیش از 17 کشته و ده‌ها زخمی حاصل آشوب‌هایی بوده که با بیانیه‌های میرحسین به پا شده است.

بر این اساس است که فعالان سیاسی تاکید می‌کنند که "بیانیه‌های میرحسین را اعضای سازمان مجاهدین می‌نویسند" و موسوی تنها آن‌ها را امضا می‌کند.

مدعیان این موضوع به تصمیمات افراطی آخرین نخست وزیر کشور در روزهای اخیر اشاره می‌کنند که تا پیش از هم‌نشینی با احزاب دوم‌خردادی و بویژه سازمان مجاهدین در رویکرد و طبعا کارنامه او اساسا جایی نداشته است.

البته اگر به یاد آورده شود که اولین حزب دوم‌خردادی که به میرحسین دست یاری داد، سازمان مجاهدین بوده است، شاید بخشی از ابهام موجود برطرف شود.

 

 

رجانیوز 

درباره وبلاگ


hamedagha64@yahoo.com
آخرين مطالب
یه روز یه ترکه و رشتیه و قزوینیه و لره ...
حقیقت یک ماجرا ، کم است !!!
داستان نماز و اراده ی انسان
روان‌کاوی متن نامه‌ی 19 خرداد رفسنجانی پس از خطبه 26 تیر
مجاهدین می‌نویسد، موسوی امضا می‌کند
تهران ، دیروز ، امروز
حامیان عدالت به روایت تصویر
سوالهای بی جواب احمدی نژاد از میر حسین موسوی در مناظره
آیت الله العظمی بهجت به ملکوت اعلی پیوست
متن استعفای سال 67 موسوی و پاسخ عتاب‌آمیز امام راحل
آرشيو
خرداد ٩٠
بهمن ۸٩
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
اردیبهشت ۸٥
دی ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
دوستان
*نوای دوست
*راهیان ...
*کبوتر حرم
شهيد چمران
حاج احمد کاظمی
شهيد آويني
آموزش احکام به شیوه رمز
سبکبالان
خبرگزاري خدمت
عكس روز